نگاشته شده توسط: dordaneh | ژانویه 10, 2012

وقتی

وقتی که من پشت رل زل میزنم به جاده یا همین خیابانهای معمولی شهر که طراح شهری با خساست باریکشان کرده و تو مجبوری دائم لایی بکشی که به ماشین مغلی نخوری .همان موقع که چند ثانیه پشت چراغ قرمز ماشینهای اطراف رو نگاه میکنم و آدمهاشان که گاه خسته و گاه شادند همان موقع زیباترین پستها را مینویسم در ذهنم تمام نگرانیها شادیها دغدغه هایم به زیبایی مثل یک رشته پشت سر هم ردیف میشوند و به محض رسیدن به خانه همه آن قصه ها مثل حباب پوق میترکند اگر میشد که خیالبافیها و نوشته های ذهنی را سریع بازتولید کرد شایدمن نویسنده خوبی میشدم!!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.