باید اعتراف کنم که من یک همنشین تازه پیدا کردهام لذتی دارد دیدن جوجه ای که تا چند روز پیش واقعا مثل جوجه بود اما حالا دارد نشانه هایی از درک مسائل و هوشیاری از خودش بروز میدهد این جوجه این روزها کاملا اسم خودش رو میشناسد و تا بگویی کیان با شدت هر چه تمام تر با آن قدمهای ریز و روی زانویش به سوی شما میدود دستهایش را بالا پائین میکند و تکان تکان میدهد که بیا و من را بغل کن هیچ سوراخی در این خانه از دستش در امان نیست و همه را با انگشتهای کوچکش کاویده است تقریبا میشه گفت که با کلام خاص خودش حرف میزند و ما هم میفهمیم که چه میگوید و درخواستش چیست و نود درصد موارد درخواست می می دارد هابی پسرکم خوردن کف دمپایی و انگشت پای بنده بازی کردن با سیم و کفگیر و ملاقه است و بهم ریختن دو کشوی پائین کابینت که با جسارت و پشتکار از آن خودش کرده است و منهم کلی سیم و ملاقه و صافی را داخل کشو گذاشته ام که هر وقت باز میکند از ذوق جیغ میکشد همنشینم مراقب همه رفت و آمدهایم هست و تا شستش از رفتن من به اتاق یا دستشویی خبر دار شود با سرعت نور راهروی طولانی را طی میکند و یکی یکی به اتاقها سرک میکشد تا مامانی را پیدا کند به شدت روابطش با باباییش خوب شده و گاهی اوقات مثل موش خودش را در بغل بابایی جا میکند کوچکترین تغییرات در خانه را کاملا حس میکند و با اشاره انها را به ما نشان میدهد کلا من باور نمیکنم ابن همان نوزادی است که چند ماه پیش در دستان نامطمئن من گذاشته شد تا همه زندگیم بشود
همنشین خوبی است این جوجه طلایی بی ادعا با عشق بی حد و حصر به مراقبت بیست و جهار ساعته احتیاج دارد و گاهی از خستگی شما را ناکار میکند اما یک خنده اش تمام دردها را از وجودتان محو میکند
داشتنش را به همه توصیه میکنم حتی شما دوست عزیز!

پر از انرژی بود این نوشته. دوستش داشتم
By: بانو ه دوچشم on نوامبر 12, 2009
at 10:15 ق.ظ
اول صبحی ماساژ خیلی خوبی دادی به روح و روانم.
ممنون.
همنشین نازنین و مکتشف را هم ببوس.
By: پريسا on نوامبر 12, 2009
at 2:20 ب.ظ
خدا حفظش کنه این همنشین خوشگلتو. اما من هم داشتن چندتاشو بهت توصیه میکنم دوست عزیز
By: گیل بانو on نوامبر 12, 2009
at 4:41 ب.ظ
ای جان
این جوجوی خوشگل خنده رو حسابی ببوس از طرف من با اون خنده هاش (عکس پایینی) چه قدر تغییر کرده و چه قدر بزرگ شده ماشاالله
By: مامان فراز on نوامبر 12, 2009
at 8:25 ب.ظ
من ديشب به همسرم ميگم خوشحالم اين يكي به دنيا مياد پسرك باهام هست و بهم انرژي مي ده!
وقتي شروع مي كنند به تبادل عاطفي و اجتماعي هزار برابر شيرين مي شن!
By: نندي on نوامبر 13, 2009
at 6:34 ق.ظ
kheili mamnoon ma yeki gereftim, basemoone!!! shoma age khoshetoon omade, baz ham tahieh befarmaiid, ba her hal ma az khondanesh lezate vaferi mibarim.
By: leili on نوامبر 13, 2009
at 8:32 ق.ظ
ماچش کن از طرف همه دوستان عزیز!حتی ما….
By: مریم on نوامبر 14, 2009
at 7:36 ق.ظ
خدا رو شكر كه خوبي . اين پستت پر از انرژي بود. مرسي
ببوس همنشين خوشمزه رو.
By: Perin on نوامبر 14, 2009
at 9:37 ق.ظ
كم كم كه بتونه احساساتش رو بيان كنه هر روز رو ابرها سير مي كني.
By: مامان ارشك on نوامبر 15, 2009
at 8:30 ق.ظ
من اينجام …. عاشق كيان تپلي نازنين !!!
By: Noonoosh on نوامبر 16, 2009
at 11:31 ق.ظ
عزیزم، همنشین تر هم میشه. این روزها به راحتی به آقای شیر اجازه ماموریت رفتن میدم و در جوابش که میگه اگه من برم تنها میشی میگم: من که تنها نیستم!
By: ننه قدقد on نوامبر 17, 2009
at 5:22 ق.ظ
با اجازه شما رو لینک کردم
By: ننه قدقد on نوامبر 17, 2009
at 9:42 ق.ظ