نگاشته شده توسط: dordaneh | نوامبر 9, 2009

روزهای ناتمام

 

DSC_0361

اسفناجها توی قابلمه دارند میپزند و برنج هم خیس شده خونه نسبتا جمع شده و پسرک هم خوابه فکر میکنم که کاش دیرتر بیدار شه تا من کمی بخوابم کمی اینترنت گردی کنم چند تا تلفن بزنم پاهام رو دراز کنم و به گلهای پشت پنجره نگاه کنم کمی به بابا فکر کنم به مامان که با رفتن خواهر کوچیکه تنها تر شده به تنهاییش توی دلم حداقل باهاش همدردی کنم فکر میکنم که چند وقته که دیگه به کوچمون فکر نکردم به دوستهای دوره دبیرستانم به خاطراتم چند تا کتاب از این و اون گرفتم و حتی نگاه به پیشگفتارش هم نکردم همخونه هم که همیشه ناراضیه و فکر میکنه که من تنبل شدم صبحها هم که انگار با پتک کوبیدن تو سرم …………

   پسرک بیدار شد حتی دیگه نمیتونم یک دل سیر اینجا بنویسم برم بقیه غرهام بمونه برای بعد


پاسخ‌ها

  1. همون دو دقیقه هم که آمدی و عکس این پسرک تودل برو را گذاشتی برای ما غنیمت بود.
    :)

  2. ای جان! خنده اش را ببین.
    خسته نباشی مامان دست تنها. عوض همه خستگی هات هی برو سرت را بکن توی گلوی این پسر خوشمزه ات و ماچ آبدارش کن و بوی شیر را بده توی جونت.

  3. نگران نباش درکت می کنیم! عجب عکسی …عسل جیگر!

  4. azizam.che ghande aslaieh.

  5. واي خداي دندوناي خوشگلشو.
    بعدشم قبلنا كه منهمينا رو مي گفتم يه دوستي گفت عوضش يه آدم بزرگ ميشه جلو چشمت از 100 تا كناب با ارزش تر

  6. جانم ببوس اين خوشمزه رو. خسته هم نباشي

  7. این فسقلی ما چقدر عسله آخه. بوسش کن از طرف خاله سولماز.

    منم خوبم عزیزم مشکل خاصی نبود غیر از کبودی

  8. عجب عکس توپیه. دلم غنج رفت واسه پسر عسلت. همه چی بهتر میشه با گذر زمان. اما اینقدر آروم که شاید متوجهش نشی. موفق باشی.

  9. سلام…………..
    چه عکسی…دستت درد نکنه…
    از دور می بوسمش……..دست تنها داری یه مرد کوچکو بزرگ می کنی پس …………..تنبل نیستی خیلی هم شارزی………

  10. هميشه همينطوره. يك كمي كه بزرگتر بشه خوابش بيشتر و سنگينتر مي شه.

  11. سلام عزیزم
    ببوس این گل زیبا رو
    دلم برات تنگ شده

  12. این زیباترین خندهٔ دنیاست. خیلی‌ خوشبختی‌ غر غرو، خیلی‌.


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته