اون وبلاگ رو ما زدیم توش داد بزنیم و دلتنگی کنیم و خاطره بنویسیم وگاهی اوقات هم هنرهایی از خودمون رو میکردم بعد از اونجایی که خام بودیم و جوون و اینا آدرسمون رو به چند تا رفیق دادیم بعد هی یکیشون گیر میداد که اینو نوشتی و این چی شد و اون فلان و اینا دیگه جونمون رو به سرمون آورد ما هم از خیر اون وبلاگ گذشتیم درش و بستیم و رو درش هم نوشتیم که ما از خیر این کار هم گذشتیم اومدیم این یکی وب رو راه انداختیم و اسم مستعار گذاشتیم و کلی خانم مارپل بازی دراوردیم اما از اونجایی که کلا نمیتونیم رو بازی نکنیم سوتی زیاد دادیم که با یک سرچ یک آدم کنجکاو (شما بخوانید فضول) مثل قارچ از تو صفحه گوگل میزنیم بیرون و اون فرهاد کنجکاو با یک بالا پایین کردن صفحه میفهمه که اینجا صاحبش کیه چون من نخودچی خودشم اینجا میخورم گاهی (صفحه خودم ه اختیارش رو دارم بالام جان)حالا اینا رو نوشتم که بگم اگر فرهاد کنجکاوبه قصد پیدا کردن وبلاگ من از سرچ کردن لغات خاصی به اینجا رسید و من رو پیدا کرد … است.
نگاشته شده توسط: dordaneh | اکتبر 26, 2009
عین الله خر است
ارسال شده در Uncategorized | برچسبها: خود مهم نمایی.خانم مارپل بازی

ما كه تو رو نمي شناسيم با سرچ هم پيدات نكرديم. عين الله هم خر است كه باشد به ما چه. بعدشم ما به اينجا رسيديم چون شما هم مثه ما يه همخونه داشتين. بعد عاشق خوشمزه شديم و حالا هي ميايم اينجا به خاطر عشقمون
By: Perin on اکتبر 26, 2009
at 9:26 ق.ظ
وبلاگ من هم توسط یک کسایی شناسایی شد که شاخ در آوردم!
By: مریم on اکتبر 26, 2009
at 10:50 ق.ظ
اصلا چطوره از دست این آدم های کنجکاو بری استرالیا؟
By: آرش on اکتبر 26, 2009
at 12:41 ب.ظ
بعضی ها واقعا در دنیای مجازی زندگی می کنن. یعنی هیچ کار و کاسبی دیگه ای ندارن، غیر از گشتن در اینترنت.
By: پريسا on اکتبر 26, 2009
at 2:30 ب.ظ
منم تا حدی مارپل بازی در میارم و آدرس وبلاگم رو به همه ندادم ولی میگم اگه کسی وبلاگم رو پیدا کنه حتما لیاقت خوندنش رو هم داره.(اینم خود مهم بینی من!!!)
عزیزم در مورد خواب و شیر و گریه خوشمزه جان به اینجا سر بزن پلیییزز
http://kuudak.blogfa.com/
By: پروین مامان کیاراد on اکتبر 26, 2009
at 7:00 ب.ظ
دردونه جون سلام.كامنتم ربطي به پستت نداره و چون ايميلت رو نداشتم مجبور شدم ايتجا بنويسم پس ببخشيد.خانمي تا جايي كه يادمه شمام كم كاري تيروئيد داشتي.من الان باردارم و كم كاري تيروئيد هم دارم.ميخواستم ببينم سر پسر گلت از رژي غذايي خاصي استفاده كردي؟
مرسي
By: هانا on اکتبر 27, 2009
at 11:30 ق.ظ
سلام! می خوام بگم که چقدر بابت این نوشته خندیدم و می خوام تشکر کنم که می نویسی و می خوام به فضولت بگم تو رو جد هرکی دوست داری دست از سر کچل دوست ما بردار بذار بنویسه که بی اون وبلاگ بازی نمیشه!!!
By: لیلی مامان آراز on اکتبر 27, 2009
at 8:43 ب.ظ
چه عیبی داره کسی کسی رو بشناسه؟ خوب حتما داره که نوشتی، اما سخت نگیر. اون جریان زرشک پلو و کباب رو خوب میفهمم.
By: hasti on اکتبر 31, 2009
at 6:58 ب.ظ
ولي خيلي كيف داره كه وبلاگ يك آشنايي رو بخوني ها. خودتو بزار جاي طرف ببين چه خوبه.
By: مامان ارشك on نوامبر 2, 2009
at 4:53 ق.ظ
خیلی بانمک بود. وبلاگ منم به همین درد گرفتار شده. منم ازش به عنوان تریبون آزاد دارم بهره های مختلف می گیرم!
By: ننه قدقد on نوامبر 3, 2009
at 2:56 ب.ظ
دردانه جان … ما كه ريل نيم شما رو نمي دونيم و با همين دردانه هم كلي حال مي كنيم و لذت مي بريم كه هستي … پس بي خيال آدمهاي فضول شو كه هر كاري كني يه جوري بلاخره پيدات مي كنن …يك وقت هوس نكني اين جا رو تخته كني مادر ، كه ما كلي دلبسته و خاطرخواه روي ماه كيان جون و البته قلم شيواي شما شده ايم …
برم كه دو تا پست نخونده ي ديگه اون پايين هست كه دارن بدجوري صدام مي كنن عزيزم …
افرين كه تازگي ها تند تند تر مي نويسي … آفرين
By: مامان نورا on نوامبر 7, 2009
at 5:01 ب.ظ